داستان hero های dota2 هیرو ArcWarden

📢 داستان هیرو های دوتا2 :

📋 نام هیرو : Zet, the Arc Warden

✊️ شعار هیرو : “It is not to aid the Ancients that this war is joined, but to destroy them both. This disunity must end.”

📃 مقدمه : من برای کمک کردن به هیچ کدام از طرفین جنگ اساطیر(منظور radient و dire) نیامدم،هدف من نابودی هر دو طرف جنگ است. این عدم وحدت باید از بین برود .

هیروی range اجیلیتی که قدرت اسپلیت پوش بالایی دارد

📝 داستان هیرو :
قبل از شروع همه چیز، یک پیشگاه: یک ذهن بسیار کهن،بی انتها،با هیبت،و مجموعه ای از اهداف نفوذناپذیر وجود داشت.زمانی که این جهان به وجود آمد این ذهن تکه تکه گشت و در جهان پخش شد.دو تکه بزرگ این ذهن که بعدا خود را radiant و dire نامیدند، بین خود اختلاف شدیدی وجود داشت که این اختلاف باعث شد تا تمامی موجودات را وارد این نزاع خود کنند.
بعد از اینکه جنگ و فروپاشی کهکشان ها را تهدید کرد اراده ی سومین تکه از آن ذهن خود را به بقیه نشان داد. او خود را زت نامید،این هوش بسیار قوی به دنبال حل این عدم هماهنگی بین دو تکه قبلی و بازگشت تکه ها به وحدت قبلی بود.او که از طبیعت جنگ دوست دو تکه از هم نوعانش وحشت زده بود، شروع به جمع آوری قدرت خود کرد.در یک لحظه این نیروها هم نوعان خود را در هم شکست و ابعاد جنگجو را به کره ای درخشان تبدیل کرد و آن را در تاریکی رها کرد تا به شروع به گردش در این جهان کنند.وحدت دوباره به جهان بازگشت اما فقط مقدار بسیار ناچیزی از قدرت زت باقی ماند.او که چشم خود را بر روی زندان(ماه) دوخته بود تصمیم گرفت که نیروی باقی مانده خود را به عنوان زندان بان تا پایان دنیا باقی بماند و برای سالیان بی شماری این وظیفه بدون کوتاهی انجام شده بود
زندگی که در جهان پایینی رونق گرفت، بی توجهی به خطرات موجود در ماه و یا اینکه نزاع هایی که زت نمی توانست آنها را محدود کند.زمانی که نزاع بی پایان این زندانی(ماه) دوباره شروع به حیات کرد سطح این زندان از هم گسیخت،و در طول زمان شروع به شکاف برداشتن شد.در نهایت قدرت زت که برای دفع این حادثه ناکافی بود و در نهایت سطح ماه از هم گسیخت.ساکنان قبلی اساطیر که از سطح ماه فرار کردند و دوباره جنگ قبلی را از سر گرفتند.
او که پس از انفجار زندان به اعماق آن پرت شده بود، تبدیل به نیروهای ناموزون از شکل قبلی خود شد.او که دیگر شکل و افکار ثابت خود را نداشت، به تکه های مختلف تبدیل شد. برخی از این تکه کوچک و برخی بزرگ که به وسیله نیرو مغناطیسی هوشیاری به هم متصل شده بودند.او که هم اکنون برای به وجود آوردن وحدت در خود دارای مشکلات است این نزاع را به سمت هم نوعان خود کشید و اراده از هم پاشیده او به یک موضوع معطوف کرد:ابعاد(تکه های) ذهن نخستین باید دوباره با یکدیگر متحد شوند و یا تمام آنها باید نابود شوند و باید جلوی این تضادها گرفته شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.