داستان Hero های DotA2 هیرو LegionCommander

📢 داستان هیرو های دوتا2 :

📋 نام هیرو : Tresdin, the Legion Commander

✊️ شعار هیرو : “If they want war, then we shall give it to them!”

📃 مقدمه : Legion Commander یه هیروی استرنج (Strenght) نزدیک زنه که نقش Hard Carry داره. با آلتیمیتش، دوئل (Duel)،دمیجش رو زیاد می کنه. وقتی که آیتماشو بگیره، کسی جلودارش نیست! اگه بازیتون خوب باشه،تا آخر بازی فقط 300 تا دمیج اضافه از آلتیمیتتون بدست میارین
نام من Tresdin است و خطر بزرگی در پادشاهی من در حال رشد است. و این خطر هجوم پناهندگان پلید غیر انسانی است.موجوداتی که در گوشه و کنار خیابان ها لانه کردند و در هر جایی صدای دو رگه زبان آن ها به گوش می رسد. من بزرگترین ژنرال این پادشاهی هستم و برای صدها سال است که چنین تهدیدی را ندیده ام. از این به بعد تبر من آماده نبرد با قبیله سیاهی است که نسل انسان را به خطر انداخته است. حالا دوران من برای مقابله با این موجودات وحشتناک فرا رسیده است. من مراقب هستم تا همه چیز به درستی و مثل انسان انجام شود!

📝 داستان هیرو :
آنها بدون هیچ هشداری پدیدار شدند.در درون دیوارهای شهر StoneHall صدایی عجیب و ترسناکی شنیده می شود. و تاریکی نامعلومی که تعداد بیشماری از شیاطین نشات می گرفت.آنها آتش و جادویی وحشتناک به همراه داشتند و مادران و فرزندان را برای اهداف سیاه خود می کشتند و می ربودند.از تمامی نیروهای نظامی زمانی قدرتمند شهر Stone Hall تنها لژیون برنزی به رهبری فرمانده بی همتا ترسدین تقریبا برای پاسخ به این حملات کافی بود.آنها وارد شهر خود شدند، در میان خیابان های آغشته به خون و مغازه های در حال آتش سوزی جنگیدند و مسیر خود را به سمت مرکز منبع این حمله ناگهانی به شهر یعنی یک شکاف آسمانی در مرکز شهر باز کردند و در لبه این شکاف با قهرمان مخوف آنها مواجه شدند.
غرق در نگاه فاسد،رهبر قبیله آتشین شمشیر بزرگ خود را بیرون کشید و سربازان سپاه را یک به یک به دو قسمت تقسیم می کرد در حالی که خون و گوشت او به جوش آمده بود. Tresdin شمشیر آغشته به خون خود را بالا آورد و تمرکزش را بر روی آن شیطان قرار داد.شیطان رو به سمت او کرد و با با لبخندی به سوی او حرکت کرد.بی پروایی در جنگ آنها را فرا گرفته بود و آنها به سمت یکدیگر حمله ور شدند.
با دفع حملات یکی پس از دیگر آنها به دوئل مرگبار خود ادامه دادند و در این زمان لژیون برنزی شکست خورده بود.Tresdin زمانی که دشمن شمشیر خود را به سمت او برد رو به جلو حمله کرد.شانس او برعکس عمل کرد.ضربه ناگهان به ترسدین اصابت کرد.با اینکه ضربه سهمگینی به او اصابت کرد و او تعادل خود را از دست داد او نیروی خود را برای یک حمله دیگر جمع آوری کرد. شمشیرها در زیر دسته شمشیر تا نزدیک پنجه های دو جنگجو بر روی یکدیگر ساییده می شدند و نمایش ترسناکی از خون و آتش را نشان می دادند.حاضرین شاهد حمله ناگهانی ترسدین در یک لحظه بودند که شمشیر خود را در قلب دشمن فرو برد. با فریادی که ابرهای بالاسر را به حرکت درمیاورد آن شیطان در رنج و درد جان داد.دروازه تاریکی قدرت خود را از دست داد.نیرویی که در فرای این دروازه بود به سرعت پدیدار شدنش ناپدید شد. بازمانده مهاجمین به شهر به سرعت پاک سازی شدند
با اینکه پیروزی نصیب شهر شده بود بازماندگان زمان کمی برای جشن پیروزی داشتند.شهر به شکل خرابه در آمده بود و تعداد کمی بازمانده در آن وجود داشت.آتش در حال گسترش بود.با افراشتن پرچم جنگ، tresdin تا جایی که می توانست هم رزم جمع آوری کرد.خشم او به مانند سوختن بدون آتش بود و او قسم خورد که انتقام وحشیانه ای در برابر نیروهای تاریکی بگیرد و هرکس که در برابر او ایستادگی کند را به نابودی بکشاند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.